تبلیغات
پنجره - کوچه
 
لطفانظر بدهید

کوچه

نوشته شده توسط :سیمرغ
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-11:01 ق.ظ

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن.

لحظه ای چند بر این آب نظر کن.

آب آیینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن.

با تو گفتم حذر عشق...؟      ندانم  ...

سفر از پیش تو...؟    هرگز نتوانم  ...

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی،

من نرمیدم ...  نگسستم ...

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ...

سفر از پیش تو هرگز      نتوانم ...    نتوانم ...

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زذ و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید ...

ماه بر عشق تو خندید ...

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم...  نرمیدم ...

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی  من  از آن  کوچه گذشتم ...

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...

(کوچه، فریدون مشیری )





نظرات() 


حنا
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 08:51 ق.ظ
خدایی خیلی شعر قشنگیه. یه عالمه لایک
پاسخ سیمرغ : ممنون حنا جون از اینکه به من سر می زنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:









The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox